پیامی از یک دوست ناشر

دوست گرامی مشهدی من، آقای مهدی شریفی، در باره یادداشت « مردم از تلخی بازار کسادی که تو داری» پیامی فرستاده است. آقای شریفی مدتها در زمینه نشر فعال بود و مالک انتشارات صالح در مشهد، و یکی از کتابهای من، شریعتی و تاریخ اسلام، به پایمردی ایشان منتشر شد و همین جا بگویم که حق التألیف آن را هم کامل داد؛ نیمی را نقد و نیمی را هم کتاب. مدتهاست ظاهرا در این زمینه فعالیت نمی کند. شاید هم بی خبر گذاشته که مبادا باز گرفتار کتابی از ما بشود. به هرحال ضمن تشکر از جناب شریفی، برای اینکه یک طرفه به قاضی نرفته باشم، پیام ایشان را در اینجا می آورم: 

 « سلام بر دوست عزیزم جناب آقای قنوات. آری خوبه که بدانی بعضی وقتها ناشرین هم از بازار کسادی به مردن می افتند. چند سال قبل پسرکی جوان با من تماس گرفت که مجموعه شعری دارم و... او را به دو همکار معرفی کردم اما به دلایلی اصرار داشت که من برایش چاپ کنم- با اینکه هزینه های چاپ را خودش می داد- اما من که اطلاعی از وضعیت بازار داشتم او را برحذر می داشتم. از من اصرار که پسر جان نکن این کار را ، و از او انکار که پول خودمه. یادمه که آخرین بار به او گفتم می ترسم بعد از چاپ شعر دونت بخشکد. اما او همچنان اصرار کرد. من آن کتاب را چاپ کردم و او چکی از مادرش داد. فقط بگم اگه شما پولی دیدید من هم دیدم . لذا مجبور شدم که همه هزینه چاپ را خودم بپردازم. اما اشکال نداره چون هم برای او تجربه شد هم برای من. حتی اخیرا بهش زنگ زدم بیا بدون پول کتابهاتو ببر. اما نمی آید».

/ 1 نظر / 8 بازدید
BirjandPress

سلام بر شما فاضل گرامی خوشحال می شویم دیدگاه شمارا در خصوص خبررسانی بدانیم شادی هایتان مستدام