بررسی دو روایت از ماجرای سپاه اسامه

مدتی پیش یک بار از من خواستند مقاله ای برای مجله بفرستم. این مقاله را آماده داشتم. یک بار دیگر آن را خواندم و اصلاحاتی در آن صورت دادم و برایشان ارسال کردم. طبق معمول آن را دقیق بررسی کرده بودند و بدون هیچ تعارفی، چاپ آن را منوط به اصلاحاتی کردند. آن اصلاحات را حتی المقدور انجام دادم. یکی دو بار هم در این باره تلفنی گفتگو کردیم و ایشان نکاتی را گوشزد کردند. نهایت اینکه این مقاله در این شماره مجله به چاپ رسیده است. در این پست تنها به نقل خلاصه آن بسنده می کنم. برای خواندن متن کامل آن به مجله مراجعه کنید.

 

خلاصه مقاله

از ماجرای مشهور سپاه اسامه دو روایت صورت گرفته است: الف. روایت مورخان سده های اول هجری (واقدی، ابن سعد، ابن هشام، یعقوبی، بلاذری، مسعودی، طبری) ب. روایت متکلمان شیعه که ظاهرا اولین بار توسط شیخ مفید در کتاب الارشاد بیان شده است. مورخان مذکور با در نظر گرفتن حوادث قبل و همزمان با این رخداد آن را گزارش کرده اند، ولی روایت و تحلیل شیخ مفید از این ماجرا با توجه به پیامدهای آن (از نظر شیخ) صورت گرفته است و می توان آن را تبیین و تحلیلی فرجام شناسانه قلمداد کرد. روایت مورخان مذکور، با نوعی آسان گیری تؤام است و آنان در شناخت و ثبت جزئیات این واقعه مهم، کوشش کافی صورت نداده اند، از آن سو محتوای روایت شیخ مفید نیز ضمن ناسازگاری با جایگاه معنوی و حتی سیاسی پیامبر (ص)، به دلیل عدم توجه کافی به عوامل قبل و همزمان این واقعه مقبول نمی نماید.

 

/ 2 نظر / 28 بازدید
مهدی

[گل]سلام وبلاگتون خیلی پر باره امیدوارم یه رو بتونم با شما کلاس داشته باشم

مرد تنهای شب

خسته نباشید و با امید بازگشت و همراهی های دوباره .تو از کویر گذشتی تو خوب می فهمی چرا که به راه بادیه دانند قدر آب زلال