نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

گزاره اول اگر چه ظاهرا یک گزاره اخلاقی است، ولی از آنجا که نبایدی را مطرح کرده است به نظر حاکی از این باشد که « چنین است». یعنی این گزاره را می توان به این صورت بازخوانی کرد که « دانشگاه و درس به عیاشی و رفیق بازی تبدیل  شده است». بر این اساس باید پرسید آیا واقعا چنین است و دانشگاه ها به مرکز عیاشی و رفیق بازی تبدیل شده اند؟ سخنان آیت الله مصباح نیز سخنان شگفتی است و واقعا از یک فیلسوف و منطقی بعید است چنین گزاره ای را بر زبان رانده باشد. اینجانب به عنوان یک دانشگاهی که 25 سال است در چند دانشگاه بزرگ کشور درس خوانده و درس داده ام. تاکنون ندیده یا حتی نشنیده ام که استادی درس و بحث خود را رها کرده و به دانشجویانش تنها و تنها بدگویی به نظام و اسلام را بیاموزد. اگر اساتید چنین می کنند و دانشجویان هیچ نمی آموزند بجز بدگویی به نظام و اسلام، پس این همه فارغ التحصیل دانشگاه ها که در طب و مهندسی و فیزیک و زراعت و تاریخ و ادبیات و صنعت و معدن و حسابداری و پرستاری و زبان و... درس خوانده و اکنون در حال خدمت به مردم و کشور هستند، در کجا درس خوانده و تخصص کسب کرده اند؟ البته به نظر من این دو گزاره چندان مهم نمی نماید از آن رو که رنگ و بوی سیاست دارند، اما اعلام خطر آیت الله جوادی آملی مبنی بر نفوذ متون درسی سکولار به دانشگاه ها ظاهرا دارای صبغه علمی و  ناشی از دغدغه هایی معرفتی باشد. در این نوشتار کوتاه البته مجالی برای پرداختن به علم سکولار و غیر سکولار نیست و من واقعا نمی دانم  چگونه می توان علومی مانند فیزیک، ریاضی، طب، نجوم، کشاورزی، دامداری و... را اسلامی کرد، اما در باره متون درسی دانشگاهی ذکر نکته ای را ضروری می دانم. شاید به روشن شدن بخشی از حقایق کمک کند: تا آنجایی که بنده اطلاع دارم، از بعد از انقلاب فرهنگی تاکنون، چهار مرکز در نشر متون درسی دانشگاهی فعالیت داشته اند و به جرات می توانم گفت که بیش از 95 درصد این متون را این چهار مرکز چاپ و منتشر کرده اند: نخست: دانشگاه ها که رؤسای آنها گرچه از وزیر علوم حکم می گیرند، ولی ضرورتا باید مورد تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی باشند، دوم: جهاد دانشگاهی که نهادی است وابسته به  همین شورا و رئیس آن منصوب از طرف رئیس جمهور ، سوم: مرکز نشر دانشگاهی که آن نیز نهادی است وابسته به این شورا و چهارم: انتشارات سمت که اتفاقا این نیز سازمانی است وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس آن از اعضای این شوراست. این مراکز بارها به عنوان نهادهایی برآمده از انقلاب و اجزائی از نظام جمهوری اسلامی، مورد تقدیر و ستایش بزرگان کشور نیز قرار گرفته اند. اکنون باید پرسید: آیا این چهار مرکز مهم و معتبر و دارای امکانات وسیع انتشاراتی در کار خویش درمانده اند؟ آیا کتاب هایی که آنها منتشر کرده اند، متونی سکولار هستند؟ آیا این همه امکانات و نیرو و تجهیزات قادر به مقابله با چند کتاب یا جزوه سکولار نیستند؟ و اگر بعد از 30 سال و صرف این همه نیرو و  وقت و سرمایه، چنین امری محقق نشده چه تضمینی است که انقلاب فرهنگی دوم مورد نظر از پس این کار برآید. من در این باره داوری نمی کنم، اما این یادداشت را با ذکر خاطره ای به پایان می برم و آن اینکه چند سال پیش که اداره دانشکده هنر دانشگاه فردوسی را به عهده داشتم، شماری از اعضای هیأت علمی آن دانشکده مرتب گلایه می کردند که دانشجویان برای آنان احترام لازم را قائل نیستند. من در این باره دقت کردم و حاصل توجه ام را در جلسه ای با آن همکاران اینگونه در میان نهادم که « همکاران محترم ! رابطه احترام آمیز رابطه ای متقابل است. شما برای دانشجویانتان احترام قائل نمی شوید، لاجرم آنان بی احترامی را از خود شما می آموزند». اکنون سؤال این است که آیا واقعا می توان از استادی که آموزش دهنده علوم و متون سکولار و توهین به نظام و اسلام معرفی می شود، و دانشجویی که یاد گیرنده توهین و اهل عیاشی و رفیق بازی قلمداد می گردد، انتظار داشت که به گویندگان این جملات حرمت نهد و از آنان دین و علم و اخلاق بیاموزد؟ من هیچ گاه ادعا نمی کنم که آنچه در دانشگاه های ما جریان دارد، علم ناب است یا اخلاق متعالی. اما آشکارا می دانم که نسبت دادن چنین مواردی به هزاران استاد و صدها هزار دختر و پسر دانشجوی مسلمان که برآمده  از جامعه ای مذهبی و تربیت شده در خانواده هایی متدین و دیندار هستند ، آن هم در تریبونهای عمومی، نه ارتباطی با علم دارد و نه نسبتی با اخلاق.          

/ 3 نظر / 12 بازدید
باقری

سلام آقای دکتر به راستی مطلبهایی که مینویسید قابل تامل است و شما را باید به عنوان یک استاد بزرگوار ستود و چه بسا اساتیدی هستند که از نظر اطلاع رسانی به روز نیستند و ایمیل خودشان هم سالهای سال چک نمی کنند ولی شما به عنوان استادی که وبلاگی را به خود اختصاص دادید و زود هم مطالب آن را تازه می کنید قابل ستایش هستید و امیدوارم از این اساتید به خصوص در رشته ی علوم انسانی زیاد شود که دیگر نگویند تحقیقات در علوم انسانی در ایران ضعیف است . امیدوارم همواره موفق و سربلند باشید . بدرود .....

زهرا نوروزی

سلام.درپاسخ به این بزرگواران بهتر نبود امارهای اجتماعی و روانشناسی را به صورت مستند و غیر ان ارائه میدادید.الان در دانشکده الهیات مشهد طبق امار مرکز مشاوره بیشترین اعمال فساد اخلاقی صورت میگیرد.!!!!در دانشکده اقتصاد بیشتر دانشجویان به سمت کمونیسم وماتریالیسم وافکار لائیک کشیده شده اند.این تاثیر انقلاب فرهنگی؟؟

روشنا

جناب آقای دکتر به نظر من صحیصح تر آن است که بگوییم حضرات تند روی کرده اند و یگ سره همه دانشگاه و دانشگاهیان را زیر سوال بردن کار عجولان است