بررسی داستان ورود اهل بیت (ع) به کربلاء در بیستم صفر سال 61 هجری

 مشهور است که اسیران اهل بیت، روز بیستم صفر سال 61 ق یعنی روز اربعین شهادت امام حسین (ع)، در بازگشت از شام، به کربلا آمدند و بر مزار شهیدان به سوگواری پرداختند. در این نوشته صحّت و سقم این روایت مشهور بررسی می شود.آنچه در ابتدا و در این باره می توان گفت، این است که داستان ورود اسیران اهل بیت به کربلاء در روز 20 صفر سال 61 ق. بر اساس قرائن نقلی(تاریخی) و عقلی نادرست است. ادله ای که اقامه خواهد شد، در جهت اثبات این ادعاست:در تاریخ آمده است که عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین و یارانش بلافاصله سرهای شهیدان را به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد فرستاد و خود روز عاشورا و تمامی روز یازدهم محرم را در کربلا ماند و روز دوازدهم، همراه کاروان اسیران راهی کوفه شد(طبری، ج 7، ص 3065 ؛ دینوری، ص 305). در باره تاریخ ورود اسیران به کوفه، با توجه به گزارشهای تاریخی که از روزهای پیش از عاشورا در دست است و در آنها آمد و شد قاصدانی میان کوفه و کربلا توصیف شده و فاصله این دو نقطه یک روز ذکر شده، می توان ورود اهل بیت به کوفه را روز چهاردهم یا پانزدهم محرم تعیین کرد. چرا که یک کاروان اسیر که با شتر حرکت می کند، برای طی چنین مسیری حداقل به زمانی دو ـ اگر نگوئیم چند برابر ـ زمانی که یک قاصد با اسب یا شتری جمّازه می پیماید، محتاج است. مورخین می گویند: عبیدالله بن زیاد شرح ماجرا را برای یزید نوشت و در مورد اسیران از او کسب تکلیف کرد و یزید پاسخ داد که سرهای شهیدان و نیز کاروان اسیران را به شام بفرستد و عبیدالله نیز چنین کرد (سید بن طاووس، ص 71 ـ 169). مطابق یک گزارش تاریخی که حکایتگر واقعه ای از اواخر سده دوم هجری است، فاصله میان کوفه و شام توسط یک پیک تندرو ـ و احتمالا با استفاده از بیراهه ها و گذشتن از بادیة الشام ـ شش روزه طی می شده است (عوفی، ص 190 به بعد). حال اگر فرض کنیم که عبیدالله بن زیاد همان روز چهاردهم محرم فرستاده ای نزد یزید فرستاده باشد، تاریخ ورود این فرستاده به دمشق حداقل بیستم محرم است و باز اگر فرض کنیم که یزید همانروز و بلافاصله، پاسخ نامه این زیاد را داده و این پاسخ را نیز فرستاده ای تندرو به کوفه برده باشد، تاریخ ورود این سفیر به کوفه باید 26 محرم بوده باشد و باز اگر فرض کنیم که ابن زیاد همان روز و به محض وصول فرمان یزید، اسیران را به سوی شام حرکت داده باشد، کاروان اسیران حداقل در هشتم صفر سال 61 هجری وارد شام شده است. زیرا راهی که سفیری تندرو شش روزه طی کند یک کاروان اسیر حداقل در زمانی دوـ باز هم اگر نگوئیم چندـ برابر آن خواهد پیمود. و این حداقل زمان متصور برای طی چنین مسیری است. هشتم صفر تا بیستم این ماه، تنها دوازده روز فاصله دارد. بنابراین آمدن اهل بیت به کربلا در این روز تنها وقتی قابل قبول است که ما بازهم فرض کنیم؛ اسیران را همان روز ورود به شام بلافاصله بازگردانده باشند و این فرضی است البته باطل و مغایر با روایتهای متعدد تاریخی. به عنوان مثال مرحوم شیخ عباس قمی به نقل از علامه مجلسی آورده است که اهل بیت پس از تغییر شرایط در شام تنها به مدت هفت روز به اقامه عزای شهیدان پرداختند(رک: ص 515. هم ایشان از قول سیدبن طاووس در کتاب الاقبال... مدت اقامت اهل بیت در کربلا را یک ماه دانسته است. ص 516)همانگونه که فرضهای پیشین نیز نادرست و ذهنی هستند و در عالم واقع اتفاق نیفتاده اند. بنابراین تا اینجا روشن شد که ورود اهل بیت به کربلا در روز 20 صفر سا ل 61 ق با قرائن عقلی و در نظر گرفتن فاصله کوفه تا شام معقول نیست و این تازه وقتی است که ما تنها با استفاده از قرائن و حدس و گمان بخواهیم در این خصوص حکمی صادر کنیم. بررسی تاریخی و عینی این ماجرا و سرکشیدن به متون و روایات، صورتی دیگر از این امر را روشن می کند که ما اکنون به بررسی آن می پردازیم داستان آمدن اهل بیت به کربلا در بازگشت از سفر شام، آن هم در 20 صفر سال 61 ق. تا پیش از سده هفتم هجری در منابع تاریخی نیامده است (مطهری، ج 1، ص 30) و برای اولین بار مرحوم سید بن طاووس (م 664 ق) در کتاب اللهوف علی قتلی طفوف این داستان را این گونه روایت کرده است: « لمّا رجع نساء الحسین و عیاله من الشام و بلغوا العراق، قالوا للدلیل مرّ بنا علی طریق کربلاء فوصلوا الی موضع المصرع، فوجدوا جابربن عبدالله الانصاری رحمه الله و جماعه من بنی هاشم و رجالا من آل رسول الله و قد وردوا الزیاره قبر الحسین، فوافو فی وقت واحد و تلاقوا بالبکاء والحزن و اللطم و اقاموا الماتم»(ص 196).سیدبن طاووس می گوید: وقتی زنان و خاندان امام حسین از شام برگشتند و به عراق رسیدند، ‌از راهنمای خود خواستند تا آنان را به کربلا ببرد و چون به قتلگاه شهیدان رسیدند، با جابر بن عبدالله انصاری و گروهی از بنی هاشم و مردانی از خاندان پیامبر مواجه شدند که آنان نیز برای زیارت قبر سیدالشهداء به کربلا آمده بودند. اینان جملگی در یک زمان به کربلا وارد شدند وبه سوگواری پرداختند.اما چند ملاحظه پیرامون این روایت: 1. نیامدن این روایت تا سده هفتم هجری در کتب تاریخی، ما را در پذیرفتن درستی این داستان دچار تردیدی جدی می کند.2. مرحوم سید بن طاووس از معرفی ماخذ و ذکر سلسله روایت خود، خودداری کرده و در کتاب اللهوف معمولا سلسله راویان ذکر نشده است. این نکته نیز بر تردید پیشین می افزاید.3. اصولا راه شام به مدینه از راه شام به عراق جداست. یزید دستور داده بود؛ اسیران را به مدینه بازگردانند، لذا معقو ل نمی نماید که کاروان از راهی دیگر ابتدا به عراق رفته و از آنجا عازم مدینه شده باشد. 4. نکته قابل توجه دیگر این که در این روایت، تاریخ ورود اهل ببت به کربلا قید نشده است، ولی با توجه به آن که روز ورود جابر بن عبدالله انصاری به کربلا در مآخذ دیگر بیستم صفر ذکر شده (آیتی، ص 244 به نقل از مصباح المجتهد شیخ طوسی)  و مؤلف اللهوف این دو واقعه را در یک روز دانسته، بعدها روز ورود اهل بیت به کربلا هم بیستم صفر قلمداد شده است(به عنوان نمونه رک: طریحی ص 298. طریحی در سده یازدهم هجری می زیست). 5. آنچه باز هم ما را در پذیرفتن بیستم صفر به عنوان تاریخ ورود اسیران به کربلا به تردید می اندازد، تناقض این سخن با گفته های سایر مورخین شیعی و حتی خود مرحوم سید بن طاووس است. شیخ عباس قمی به نقل از حسن بن علی طبرسی در کتاب کامل بهایی، تاریخ ورود اسیران اهل بیت به شام را 16 ربیع الاول سال 61 هجری ( 66 روز بعد از عاشورا و 26 روز پس از اربعین) ذکر می کند(ص 495) که مطلقا با ورود اهل بیت در20 صفر این سال به کربلا ناسازگار است. هم ایشان به نقل از خود سید بن طاووس در کتاب الاقبال بالاعمال الحسنه، مدت اقامت اهل بیت در شام را یک ماه دانسته است (ص 516). نیز آورده است که داستان ورود جابر بن عبدالله به کربلا در کتاب مصباح الزائر سید بن طاووس و بشاره المصطفی ابوالقاسم طبری که هر دو از کتب معتبرند، موجود است، ولی در این دو کتاب، هیچ ذکری از ورود اهل بیت به کربلاء، در آن هنگام نشده است(ص 517).بررسی مسیر حرکت کاروان اسیران از کوفه تا شام نیز ما را در این بحث یاری رسان است: مؤلف مقتل قمقام زخّار به نقل از کامل بهایی و مقتل ابیه مخنف مسیر حرکت کاروان و منزلگاههای آن را به این صورت معرفی کرده است: حصاصه تکریت، صلب... موصل، تل اعفر، سنجار، نصیبین... حلب، سرمین، قنّسرین، معرّه النعمان ...حماه، حمص ...الارنب... دمشق (معتمدالدّوله، ج 2، ص 547 به بعد.). از نویسندگان معاصر، دکتر سید جعفر شهیدی بر اساس روایات مندرج در مقتل ابی مخنف، وبا تجزیه و تحلیل آنها، منزلگاههای کاروان اسیران را از کوفه تا شام به صورتی صحیحتر معرفی کرده است_ شهیدی، ص 20 ـ 619.). بر اساس بررسی دکتر شهیدی، کاروان اسراء برای رسیدن به دمشق، در یک خط مستقیم از راه تکریت به شمال عراق رفته و سپس وارد ایالت جزیره در شمال عراق فعلی و شمال شرقی سوریه گردیده است. پس از آن از راه موصل به نصیبین رفته و در نوار مرزی کنونی ترکیه و سوریه به حراّن رسیده است. سپس وارد مناطق غربی سوریه شده و با پشت سر گذاشتن معرّه النّعمان و حماه و حمص، سرانجام با طی مسیری در حدود 1500 کیلومتر وارد دمشق گردیده استبا نگاهی به نقشه جغرافیایی کاملا روشن خواهد شد که طی چنین مسیری آن هم توسط کاروانی مرکب از زن  و کودک و افراد ناتوان نمی تواند آنچنان سریع اتفاق بیفتاد که در کمتر از بیست و پنج روز، کاروان مجددا راه رفته را بازگردد وبه کربلا بیاید. انجام چنین کاری مستلزم آن است که کاروان اسیران، بدون توقف، روزانه مسافتی در حدود 125 کیلومتر را پیموده باشد و این مسلما امری محال است. ضمن این که هماگونه که بروی نقشه مشخص است، در جغرافیای قدیم شبه جزیره عربستان و شام، راه مدینه به شام راهی کاملا شناخته شده و جدای از راه عراق است. این راه که قسمت انتهایی مسیر تجاری جنوبی شبه جزیره عربستان را تشکیل می داد، از کناره دریای سرخ در غرب شبه جزیره می گذشت و طبیعی است که اهل بیت در بازگشت به مدینه، از این راه عبور کرده باشند و گذشتن آنها از عراق امری بسیار نامحتمل و بعید است و حتی چنانچه این کار صورت گرفته باشد، با توجه به قرائن عقلی و تاریخی و جغرافیایی، تاریخ آن نمی تواند روز 20 صفر سال 61 هجری باشد. آنچه پذیرفتنی است این است که این روز، روز ورود جابر بن عبدالله انصاری به کربلا و زیارت و سوگواری او بر مزار سیدالشهداء و سایر شهدای عاشوراست. کتابنامهآیتی، محمد ابراهیم، بررسی تاریخ عاشورا ؛ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، اخبارالطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، چاپ سوم، تهران 1368 ؛ سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی طفوف، کتابفروشی جهان، 1364 ؛ شهیدی، سید جعفر، زندگانی علی بن الحسین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم، تهران 1367؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، تهران 1362؛ طریحی، عزالدّین، المنتخب، بیروت ؛ عوفی، سدیدالدّین محمد، جوامع الحکایات و لوامع الرّوایات، به کوشش جعفر شعار، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول، تهران 1363 ؛ قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، انتشارات ایران ؛ مطهری، مرتضی، حماسه حسینی،‌ انتشارات صدرا ؛ معتمدالدّوله، فرهاد میرزا، قمقام زخّار و صمصام بتّار، انتشارات اسلامیه.

/ 0 نظر / 14 بازدید