یک آسیب در تاریخنگاری معاصر

در آخرین شماره مجله تاریخ و تمدن اسلامی که توسط واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی منتشر می شود (شماره پنجم ، بهار و تابستان 1386) مقاله ای منتشر شده است به قلم آقای اسماعیل چنگیزی، عضو هیأت علمی دانشگاه زنجان، در نقد کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی اثر دکتر علی اکبر ولایتی. این مقاله در نوع خود مقاله ای جالب و خواندنی است از آنرو که به نقد کتابی پرداخته که نویسنده مشهوری دارد و خود کتاب نیز از هنگام انتشار (1383، نشر معارف) مورد حمایت رسمی و تبلیغاتی قرار گرفته است؛ هم به عنوان متن درسی عمومی با همین عنوان در دانشگاه ها معرفی شده و هم گاه و بیگاه رسانه های رسمی به تبلیغ و معرفی آن پرداخته اند. ناقد آورده است که این کتاب به دلیل

«  گستردگی دامنه موضوع و عدم تخصص کافی مولف در مباحث متعدد و متنوع آن و اتکا و اعتماد بسیار وی بر مآخد دست دوم  و ترجمه منابع – نه اصل آنها – دارای اشکالات عمده ساختاری، روشی، محتوایی و شکلی  و نگارشی و همچنین تناقض ها، تحلیل ها و استنتاجات نادرست و نااستواری است».

وی سپس به نحوی مبسوط به تبیین این موارد و به دست دادن شواهد مدعای خود پرداخته است. مطالعه این مقاله را به عموم دوستان توصیه می کنم. اما نکته مهمی که در این باره باید در نظر داشت و آقای چنگیزی نیز به آن اشاره ای کرده است، عدم تخصص نویسنده کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی در این موضوع و اصولا رشته تاریخ است. آقای دکتر ولایتی متخصص طب اطفال است و هیچگونه تحصیلاتی در رشته تاریخ ندارد و عجیب نیست اگر در نگارش کتابی تاریخی مرتکب اشتباهاتی بزرگ گردد. به همین بهانه باید اشاره کرد که متأسفانه کم نیستند کسانی که در کشور ما به نگارش آثار تاریخی می پردازند، در حالیکه دارای تحصیلات تاریخی نیستند. این موضوع تا پیش از تشکیل گروههای تاریخ در دانشگاههای کشور قابل درک است، ولی امروزه دیگر نمی توان پذیرفت که کسی بدون گذراندن مراحل مختلف تحصیلی این رشته، تنها به صرف علاقه شخصی و یا هر دلیلی دیگر، دست به کار نوشتن اثری تاریخی گردد. این موضوع را می توان یکی از آفات و آسیب های مهم تاریخنویسی معاصر در ایران قلمداد کرد. به نظر اینجانب لازم است در مواجهه با هر اثر تاریخی و به هنگام داوری در باره آن، یکی از مواردی که حتما مورد توجه قرار گیرد، تحصیل و تخصص نویسنده آن در این رشته باشد. چنانچه مراکز علمی، محققان و بخصوص ناقدان آثار تاریخی، بر این نکته مهم انگشت بگذارند و در مواجهه با هر اثری تاریخی بر آن تأکید کنند، می توان تا حدودی به رفع این آسیب امید بست.      

/ 3 نظر / 10 بازدید
مهدی مجتهدی

جناب استاد با سلام و آرزوی سلامتی و موفقيت برای شما نکته مهمی را اشاره کرديد که مرا به ياد نکته ای دیگر و مرحوم مقتول خواجه رشيد الدين انداخت. بعضي (از جمله کاشانی صاحب زبده التواریخ) کتاب خواجه را از آن خود دانسته اند. تشبيه بدی نيست اگر بعضی از آثار منتشره آنچنانی را به جامع التواريخ تشبيه کنيم که نويسنده های (منسوبی) آن صاحب فضل اند اما نه در حوزه آن اثر. همينطور چيزی شبيه (برخی از) پايان نامه ها که من باب احترام! به نام استادی مزين می شوند و دانشجوی بيچاره يکه و تنها بار تدوين آن را به دوش کشيده. الغرض ضمن تاييد فرمايشات شما و با توجه به بحث های دامنه داری که با اهالی رشته تاريخ و تمدن داشتيم متاسفانه بايد گفت: آبادی بتخانه ز ويرانی ماست.. خوشحال می شوم اگر با توجه به تجربيات خود و تقدم آشنايي- درباره کم کاری اساتید این گروه و خلاءهاي ناشی از آن در اين رشته - به يک خودمشت مالی اساسی برای نيل به قله های شايسته اين رشته دست يازيد و نتيجه آن را در وبنوشت خود ارائه فرماييد. شاگرد شما مهدی مجتهدی tarikhnameh.blogfa.com

مهرداد صدقی

سلام آقای قنوات اتفاقا من هم با دیدن برنامه دوقدم مانده به صبح احساس کردم که حمايت سياسی و دولتی برای تبليغ اين کتاب و حضور دکتر ولايتی به عنوان يک متفکر ايران شناس وجود دارد. به هر حال بايد بپذیریم که دولتی بودن رسانه های مهمی مثل تلوزيون همين پيامد ها را هم دارد ولی نقد افرادی مثل شما می تواند تا حدودی اين نقيصه را جبران کند. راستی هنوز نظرتان را نفرستادید (در مورد تکرار تاريخ و يادداشتی که برايتان فرستادم)

زهرا نوروزي

سلام. اتفاقا اقاي ولايتي نتوانست پاسخ قانع كننده اي به سوال اقاي صالح علاء در زمينه مقايسه ميان فلسفه اسلامي با غرب بدهد.