مطهری، شخصیتی منحصر به فرد در میان روحانیت

۲. حقیقت‌ دوستی‌ مطهری‌ در عرصه‌ علم‌، به‌ او شجاعتی‌ بخشیده‌ بود که‌ باعث‌ می‌شد آراء و نظرات‌ خود را صریح‌ و بی‌ پرده‌ اعلام‌ کند؛ او ابایی‌ نداشت‌ که‌ در مسائل‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ از «مرزهای‌ مشترک‌ اسلام‌ و سوسیالیسم‌» سخن‌ بر زبان‌ آورد و یا این‌ که‌ عدالت‌ را معیار دین‌ بداند و نه‌ دین‌ را معیار عدالت‌. ۳. مطهری‌ ذهنی‌ جستجوگر و کنجکاو و مسأله‌ یاب‌ داشت؛ تعدد عناوین‌ و حجم‌ بسیار آثار او که‌ حوزه‌ گسترده‌ای‌ از فقه‌ و اصول‌ گرفته‌ تا عرفان‌ و تاریخ‌ و کلام‌ قدیم‌ و جدید و حتی‌ جامعه‌شناسی‌ و فلسفه‌ تاریخ‌ را شامل‌ می‌شود، شاهداین‌ مدعاست‌. این‌ ویژگی‌ او البته‌ مرهون‌ نشست‌ و برخاست‌ با نسل‌ نواندیش‌ و تحصیلکرده‌ای‌ بود که‌ در صحنه ‌دانشگاه‌ و جامعه‌ آن‌ روز فعال‌ بودند. مطهری‌ با ترک قم و آمدن‌ به‌ تهران‌ و استخدام‌ در دانشگاه‌ و نیز حضور در مراکز مذهبی ‌جدیدی‌ مانند حسینیه‌ ارشاد، از نزدیک‌ ـ و نه‌ دورادور ـ با موضوعات‌، مسائل‌ و مباحث‌ جدید دینی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌ و... روبرو شد.۴. مطهری‌ از سؤالات‌ زمانه‌ خود استقبال‌ کرد. او هیچ‌ سؤال‌ کننده‌ای‌ را به‌ تیر الحاد و ارتداد و شبهه‌ پراکنی‌ رمی‌ نکرد. قوت‌ و قدرت‌ علمی‌ او به‌ حدی‌ بود که‌ نیاز به‌ تهدید و تحقیر مخالفین‌ فکری‌ خود نمی‌دید. پیشنهاد حیرت‌انگیز او به ‌دانشکده‌ الهیات،‌ برای‌ دایر کردن‌ کرسی‌ تدریس‌ مارکسسیم‌، حتی‌ هم‌ اکنون‌ نیز در خیال‌ و حوصله‌ تنگ‌ عده‌ای ‌نمی‌گنجد. ۵. مشی‌ و متد مطهری‌ در پاسخگویی‌ به‌ موضوعاتی‌ که‌ با آنها مخالف‌ بود، روشی‌ پسندیده‌ بود. او در برابر این‌ گونه ‌موضوعات‌ که‌ در قالب‌ کتاب‌، مقاله‌ و یا سخنرانی‌ عرضه‌ می‌شد، از همان‌ فرم‌ها استفاده‌ می‌کرد؛ انتقادات‌ یک‌ مجله ‌هفتگی‌ در نقد حقوقِ زن‌ در اسلام‌ را در همان‌ مجله‌ جواب‌ داد و سرانجام‌ مجموع‌ پاسخهای‌ خود را در کتابی‌ تحت ‌عنوان‌  نظام‌ حقوق زن‌ در اسلام  به‌ چاپ‌ رساند. در برابر جریان‌ ناسیونالیسم‌ افراطی‌ که‌ با حمایت‌ حکومت‌ وقت‌ فعالیت‌ می‌کرد، کتاب‌ خدمات‌ متقابل‌ اسلام‌ و ایران را تهیه‌ دید. او در برابر این‌ جریانات‌ پا از دایره‌ بحث‌ و نقد فراتر نمی‌نهاد، بلوا به راه نمی انداخت و فضا را تیره‌ و تار نمی‌نکرد. ۶. اراده‌ مطهری‌ معطوف‌ به‌ کسب‌ مال‌ و مقام‌ نبود. حکومت‌ وقت‌ برخی‌ را که‌ در علم‌ و کمال‌ به‌ گرد پای‌ مطهری‌ نمی‌رسیدند، به‌ قیمتهای‌ گزاف‌ خریده‌ بود و مطهری‌ اگر می‌خواست‌ چنین‌ کند، زمینه‌ برای‌ اوکاملاً فراهم‌ بود. ولی‌ او که ‌دغدغه‌ دین‌ داشت‌ و درد حقیقت‌، از این‌ گونه‌ خرید و فروشها دامن‌ فراچید و خود را به‌ قدرت‌ نفروخت‌. جالب‌ این‌ که ‌او از آن‌ سو نان‌ دین‌ را نیز نخورد؛ آنچه‌ وی‌ از بابت‌ تدریس‌ و تألیف‌ می‌گرفت‌ به‌ او استقلالی‌ بخشیده‌ بود که‌ در سایه‌آن‌، هم‌ ناسازگاری‌ خود را با رژیم‌ حاکم‌ ابراز می‌کرد و هم‌ کاستیها و نارسائیهای‌ موجود در جامعه‌ دینی‌ را مورد نقد قرارمی‌داد. ۷. مطهری‌ اهل‌ «خود انتقادی‌» بود؛ او از کسانی‌ نبود که‌ حریف‌ را باطل‌ مطلق‌ و خود و خودی‌ها را حق‌ محض ‌می‌دانند و با سیاه‌ کردن‌ جامه‌ خلقی،‌ می‌کوشند دلق‌ خود را ازرق وانمایند. دانش‌ سرشار، آشنایی‌ با محیطهای‌ علمی‌ وفرهنگی‌ جدید، داشتن‌ درد و داغ‌ دینی‌ و استقلال‌ مالی‌ به‌ وی‌ این‌ آگاهی‌ و توانایی‌ را بخشیده‌ بود که‌ شجاعانه‌ به‌ نقد فرهنگ‌ مذهبی‌ موجود در جامعه‌ بپردازد. او شجاعانه‌ به‌ «تحریفات‌ عاشورا» پرداخت‌ و بر «مشکل‌ اساسی‌ در سازمان‌روحانیت‌» انگشت‌ نهاد. به‌ گمان‌ نگارنده‌ آنچه‌ مرحوم‌ مطهری‌ در این‌ خصوص‌ بیان‌ کرد،‌ بسیار شدیدتر از آن‌چیزی‌ است‌ که‌ دکتر شریعتی‌ چند سال‌ بعد مطرح‌ نمود. انتقادات‌ تند مطهری‌ در این‌ باب‌ چنان‌ است‌ که‌ هنوز هم‌ جماعت‌کثیری‌ آن‌ را برنمی‌ تابند و اقبالی‌ به‌ بحث‌ پیرامون‌ آن‌ نشان‌ نمی‌دهند. ۸. یک‌ نکته‌ عجیب‌ در خصوص‌ مرحوم‌ مطهری‌ آن‌ است‌ که‌ با کمال‌ ناباوری‌ مشاهده‌ شد او یکی‌ از اولین‌ متفکرینی ‌بود که‌ پس‌ از انقلاب‌ آثارش‌ با نوعی‌ سانسور روبرو گردید؛ کتاب‌ اقتصاد اسلامی‌، تحت‌ فشار کسانی‌ که‌ افکار نو اورا بر نمی‌تابیدند، امکان‌ توزیع‌ پیدا نکرد و مدتها بعد تنها بخشهایی‌ از آن‌ امکان‌ چاپ‌ و انتشار یافت‌. ۹. نام‌ و یاد مطهری‌ طی سالهای بعد از شهادتش، با اقبال‌ فراوانی‌ روبرو بوده‌ است‌، ولی‌ متأسفانه‌ این‌ رویکرد عمدتاً جنبه‌ تعظیم‌ و تجلیل‌ داشته‌ است‌ و نه‌ تحلیل‌ و شناخت‌. در چنین‌ وضعی‌ اندک‌ اندک‌ زمینه‌ فراموشی‌ روشها، افکار و آرای‌ او فراهم‌آمده‌ است‌. شنیده‌ شد که‌ که‌ چند سال‌ پیش‌ رئیسی‌، اجازه‌ درج‌ مقاله‌ای‌ را که‌ با استناد به‌ برخی‌ آرای‌ مرحوم‌ مطهری ‌نوشته‌ شده‌ بود، در مجله‌ دانشکده‌ای‌ نداده‌ بود، با این‌ استدلال‌ که‌ «این‌ سخنان‌ را مطهری‌ پیش‌ از انقلاب‌ گفته‌ است‌»؟!۱۰. ختم‌ کلام‌ این‌ که‌ مطهری‌ را به‌ دلیل‌ دانش‌ سرشار، دوستداری‌ حقیقت‌، داشتن‌ ذهنی‌ جستجوگر و کنجکاو، استقبال‌ از سؤالات‌ و پرسشهای‌ جدید، استفاده‌ از شیوه‌های‌ مناسب‌ و معقول‌ در پاسخگویی‌ به‌ افکار و آرای‌ دیگران‌، داشتن‌ انصاف‌ علمی‌ و عملی‌ و چندین‌ و چند خصوصیت‌ ممتاز دیگر، می توان در تاریخ‌ معاصر روحانیت‌ ما، عنصری‌ منحصر به‌ فرد به‌ شمار آورد. امید که‌ در عرصه‌ علم‌ و فرهنگ‌ ما، باز هم‌ چنین‌ مردانی‌ چهره‌ نمایند.

/ 3 نظر / 11 بازدید
باقری

درود بر شما که این مرد باشکوه را به نیکی یاد کردید. نام معلم هرگز در گذر روزگار و صفحات تاریخ گم نمی شود زیرا این نام مقدس است. امیدوارم سالهای سال سایه اتان بر سر اهالی قلم و فرهنگ پایدار باشد و ما را از تجربیات خود بی نصیب نگذارید .این روز مقدس را به شما تبریک میگویم . پاینده و سر بلند باشید ....

زهرا نوروزی

سلام. هفته معلم مبارک. امیدوارم گروه مخاطب شما این متن رابخوانند وبفهمند.!!!چندی قبل درباره اهتمام شهید بهشتی به تحصیل وتدریس زبان المانی در حوزه ودانشگاه در کلاس صحبت کردم.از همین قشر مورد نظر معتقد بود المانی ایشان خیلی خوب هم نبوده است چه رسد به این کار؟!ایتالله سیستانی علمای حوزه ایران مورد نقد قرار داده که دوره شاه مطهری ازحوزه برخاست .شما بعد ازسی سال تبلیغ اسلام و....چه کسی را بیرون فرستادید.؟؟؟

ماهور

درود.فکر نمیکنید کسانی هستند که بیشتر از ایشون شایستگی دارندبرای نام گذاری روز معلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟