در باره تاریخ عاشورا

" سوالم در مورد واقعه ی کربلا است که امام حسین و همراهانش در آنجا از سوی سپاه عمر بن سعد متوقف و محاصره می شود. خوب همانطور که می دانید در این مکان یک سری نامه نگاریها بین امام حسین و ابن زیاد رد و بدل می شود و پیشنهاد هائی برای رفع مشکل از سوی دو طرف داده می شود. پیشنهاد امام حسین این بود که برگردد و به مناطق دوردست برود و یا به قول تاریخ طبری خود به دربار یزید برود . ولی نکته در اینجاست که ابن زیاد با تحریک شمر این اجازه را به امام حسین نمی دهند و به او پیشنهاد می کنند که از1- قتال و جنگ 2- تسلیم شدن به ابن زیاد یکی را انتخاب کند که امام حسین اولی را انتخاب می کند . من می خواستم بدانم تسلیم شدن امام حسین به یزید با ابن زیاد چه فرقی دارد که حتی صالحی نجف آبادی در کتاب شهید جاوید می نویسد : که حسین بر فرض محال که می خواست با یزید بیعت کند تسلیم ابن زیاد نمی شد؟ " در باره سوال جناب رهبریان باید عرض کنم که 

  1. می دانیم که طی روزهای اقامت امام و خانواده و یارانش در کربلا، در چند نوبت میان آن حضرت و عمر بن سعد مذاکراتی صورت گرفت و فرستادگانی نیز آمد و شد کردند، ولی بنده از انجام نامه نگاری میان امام و ابن زیاد در منابع تاریخی اثری ندیده ام. 
  2. این که برخی گفته اند امام پیشنهاد کرد به دربار یزید برود، مسلم نیست و خبر شاذی است که مخالفان سرسختی دارد و برخی به شدت آن را رد کرده اند که در همان تاریخ طبری هم منعکس است. به لحاظ عقلی هم  نمی توان این خبر را قبول کرد زیرا به نظر می رسد اگر امام چنین پیشنهادی می داد، ابن زیاد حتما می پذیرفت، چون این به معنی بیعت با یزید بود و دلیلی برای عدم پذیرش آن وجود نداشت. به گمان من چنین روایاتی بعد از واقعه عاشورا و برای تبرئه یزید ساخته شدند. زیرا یزید بعد از واقعه کربلا به فکر تبرئه خود افتاد و مسبب اصلی شهادت امام را ابن زیاد معرفی کرد و در انداخت که وی با قتل امام موافق نبوده است. دستگاه خلافت اموی نیز بعدا همین خط را ادامه داد. بنابراین اصل خبر درست نیست و طبیعتا ضرورتی به پاسخ دادن در باره چرایی آن وجود ندارد.
  3. اما در باره سخن مرحوم صالحی نجف آبادی بنده نمی توانم نظری بدهم زیرا طبیعتا هر کس خود باید سخنان خویش را توضیح دهد که متأسفانه به دلیل درگذشت آن مورخ بزرگوار امکان پرسش از ایشان وجود ندارد، اما شاید با مطالعه دقیق تر کتاب شهید جاوید و دیگر نوشته های ایشان در این باره، بتوان به پاسخ این سوال دست یافت. 
/ 4 نظر / 13 بازدید
حسین رهبریان

بخوانید و نظر دهید جمله ی زیر سخن شمر است و در زمانی گفته شده است که ابن زیاد از قبول بیعت حسین با یزید ابراز خوشحالی می کند : « به خدا اگر از این صوب عزیمت کند و دست در دست تو نگذارد او به نیرو نزدیکتر و تو به ناتوانی سزاوارتری . اکنون باید به هیچ وجه او را به خود وانگذاری و سستی از خود نشان ندهی و باید او و یارانش را تحت رژیم خود در آوری و هرگاه عقوبت نمائی شایسته آنی و اگر در گذری منتی بر او نهاده باشی . » ( شیخ مفید- الارشاد – ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی – انشارات کتابفروشی اسلامیه- چاپ 1376ص 438) جمله زیر نیز در حین گفتن داستان عاشورا از سوی شیخ مفید گفته می شود : خدا کار امت را بسازش کشانید اینک حسین متعهد می شود و به همان جائی که بوده مراجعت کند . یا یه یکی از سر حدات پناهنده شود و مانند یکی از مسلمانان زیست نماید و موظف به انجام قوانین محوله باشد و یا پیش یزید رفت دست در دست او بگذارد تا او خود تصمیم بگیرد . ( همان ص 437

حسین رهبریان

1-به نظر من قصد بیعت کردن حسین را نباید روایت شاذ بنامیم که بلکه بسیار متواتر در منابع شیعه و سنی است . 2- به نظر من کشته شدن حسین نه در برنامه یزید بود و نه ابن زیاد کما اینکه آن را از رفتار حر بن ریاحی می توان حدس زد . 3- باز از روایات بالا می توان حدس زد که کشته شدن حسین حرکتی عجولانه و حریصانه از سوی ابن زیاد بود که این خطر را که حسین نیز مانند عبدالرحمان ابن ابی بکر پست و ولایتی مثلا چون مصر را گیرد را حس کرده بود .

مسافر

باسلام. سخن جناب رهبریان گزینه ای را ثابت نمی کند و عبارت "بسیار متواتر" نیز سخن غریبی است. کاش ایشان در اثبات سخن خود منابع متواتر را فهرست می کردند. از سویی کشته شدن حسین اگر در برنامه ی یزید نباشد در برنامه ی ابن زیاد - با توجه و دقت در شخصیت و نوع نگاه او به مسئله ی حسین- قریب به یقین بوده است که البته جای بررسی و تحلیل آن این مختصر نیست.

کانون فرهنگی وحدت

بسم رب المهدی(عج) به نام پروردگار منتظران وبلاگ بسیار زیبایی دارید امیدوارم به وبلاگ ناموس اعظم حق حضرت مولانا صاحب الزمان(عج) سر بزنید نظرهای شما موجب دلگرمی و ادامه دادن این راه توسط نویسنده می شود التماس دعا یا رب فرج امام ما را برسان در رهگذر زمان دویدم مظلوم تر از علی (ع) ندیدم[ناراحت] ای منتظران گنج نهان می آید آرامش جان عاشقان می آید بر بام سحر طلایه داران ظهور گفتند که «صاحب الزمان» می آید[گل]