امام علی(ع) و مشکل زبان در شهر کوفه

تقریبا تمامی آنچه در نهج‌البلاغه گرد آمده است، به سالهای حکومت آن حضرت (۳۵-۴۰ ق) و ایام اقامت ایشان در کوفه تعلق دارد. بنابراین روشن است که مخاطبین اولیه این سخنان مردمی بوده‌اند که در این شهر سکونت داشته‌اند. اکنون سخن این است که با توجه به ترکیب جمعیت و ساکنان شهر کوفه می‌توان گفت: بخشی قابل توجه از این مردم، حتی توانایی فهم و درک ظاهر این سخنان را نداشته‌اند و طبیعتا چندان تحت تأثیر آن قرار نمی‌گرفته‌اند.

در توضیح این نکته باید اشاره کرد که ساکنان کوفه که در سال‌ ۱۷ هجری، به‌ عنوان‌ شهری نظامی جهت‌ سکونت‌ جنگجویان عرب‌، در کناره مرز ایران و روبروی حیره بنیان گذاشته شد (ماسینیون، ص ۶) به تقریب ۲۰۰۰ عرب بودند. ولی در کنار آنان یک دسته ۴۰۰۰ نفری از ایرانیان نیز در این شهر سکونت گزیدند. آنان سربازانی بودند تحت امر افسری به نام دیلم که پس از نبرد قادسیه (۱۶ ق) تسلیم مسلمانان شدند. این گروه که در تاریخ به «دیالمه‌» و «الحمراء» مشهور شده‌اند (بلاذری، ص ۲۷۶ ؛ ماسینیون، ص ۱۱) موالی قبیله بنی‌عبدالقیس بودند و به تبعیت از این قبیله، از همان ابتدا به تشیع گرایش پیدا کردند (همو، ص ۳۰). به مرور گروههایی‌ از سایر اعراب‌ و نیز ایرانیانی دیگر در این‌ شهر ساکن‌ شدند. از آن جمله گروهی از اسیران جنگی که به کوفه منتقل‌ شدند و بعدها پس‌ از مسلمان‌ شدن‌ نیز در آنجا باقی‌ ماندند. تعداد قابل‌ توجهی‌ از این اسیران‌ را زنانی‌ تشکیل‌ می‌دادند که‌ در آینده‌ای‌ نزدیک‌، فرزندانی‌ به‌ دنیا آوردند که‌ پدرانی‌ عرب‌ داشتند. گروهی‌ از کشاورزان‌ نیز از شهرها و نواحی‌ مرزی‌ ایران‌ـ که‌ به دلیل حمله اعراب متشنج شده و از رونق افتاده بودند ـ در جستجوی‌ وضعی‌ بهتر، راهی‌ این‌ شهر تازه‌ تأسیس‌ گردیدند. دسته‌ای از مهاجرین به کوفه را صنعتگران‌ و پیشه‌ورانی‌ تشکیل می‌دادند که‌ در جستجوی‌ کسب و کار در آنجا رحل اقامت افکندند. گفته‌اند در پایان‌ دهه‌ اول‌ عمر کوفه، جمعیت شهر به‌ حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر رسید (جعفری، ص ۱۳۷) که‌ شمار قابل‌ توجهی‌ از این‌ جمعیت‌ را ایرانی‌ها تشکیل‌ می‌دادند. به مرور زمان نسل جدیدی نیز در این شهر به وجود آمد که می‌توان آن را عرب ـ ایرانی نامید. آنان معمولا پدرانی عرب و مادرانی ایرانی داشتند نکته مهم این بود که آن ایرانیان اولیه و این نسل جدید، طبیعتا عناصری از فرهنگ پیشین خود را حفظ کرده بود. به عنوان مثال زبان آنان فارسی بود و عربی‌دانی‌شان چندان تعریفی نداشت. گزارشهای تاریخی حاکی از این است که آنان در کوچه و بازار به زبان فارسی و گاه مخلوطی از فارسی و عربی تکلم می‌کردند. ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی در کتاب الغارات آورده است که یک بار در بازار کوفه، کسی از آنان از آمدن مردی که شکمی بزرگ داشت، اینگونه گزارش داد‌: «قد جاء المرد شکنبه» (مرد شکم گنده آمد) (ج ۱، ص ۱۱۰). ترکیب جمله از کلمات عربی و فارسی و بخصوص گذاشتن «ال» عربی بر سر واژه فارسی «مرد»، در نوع خود جالب توجه است.

حال سخن این است که مردمی با چنین درجه‌ای از عربی‌دانی، چگونه قادر بوده‌اند کلمات فصیح و سرشار از نکات نغز لفظی و معنوی امام را دریابند؟ به این صورت آیا نمی‌توان یکی از مشکلات کار امام را در کوفه مشکل زبان قلمداد کرد؟ آنچه این گزاره را تأئید می‌کند،‌ گزارشهایی است که در باره برداشته شدن اولین گامها در تدوین دستور زبان عربی توسط امام و برخی یارانش در کوفه به دست ما رسیده است.گزارش کرده‌اند که اولین بار امام علی(ع) به تدوین علم نحو همت گماشت و ابوالاسود دئلی کنانی را که از شیعیان او و اهل شعر و ادب بود،‌ واداشت در این باره کتابی بنویسد (ابن‌ندیم، ص ۴۵ ؛ ابن خلدون، ص ۵۴۶ ؛ سیوطی، ص ۱۸۱ ؛ قمی، ص ۲۲۶). در بیشتر این گزارشها به این موضوع اشاره شده است که امام علی مشاهده کرده بود؛ در زبان و لهجه مردم، لحن و اختلاط بروز کرده است و زبان عربی،‌ خلوص و پاکی اولیه خود را از دست داده است. بنابراین با تعیین برخی موضوعات و مباحث علم نحو مانند تقسیم کلمات به اسم و فعل و حرف و نیز حروف نصب و در میان نهادن این موضوعات با ابوالاسود او را واداشت تا در این باره متنی تهیه کند و این اولین کتاب نحو در زبان عربی بود. ولی ابن‌ندیم در روایتی دیگر یکی از دلایل تدوین برخی مباحث و موضوعات این علم توسط ابوالاسود را کمک به ایرانیان مسلمان (موالی) برای دوری از اشتباه هنگام تکلم به زبان عربی دانسته است. بر اساس روایت او، مردی مسلمان و ایرانی در کوفه، هنگام سخن گفتن با ابوالاسود، مفعول‌به را مرفوع تلفظ کرد و عربها به او خندیدند. به همین دلیل ابوالاسود به فکر افتاد برای کمک به این «برادران مسلمان»، «باب الفاعل و المفعول به» را به مباحث پیشین بیفزاید. (هولاء الموالی قد رغبوا فی الاسلام و دخلو فیه فصارونا لنا اخوه فلو علّمنا لهم الکلام) (ابن‌ندیم، ‌ص ۴۶). نویسنده کتاب الانساب نیز به صراحت اشاره کرده است که نسل جدیدی که در شهر کوفه می‌زیستند محتاج آموختن قواعد زبان عربی بودند (فلما کثروا اولاد السبایا احتاجوا الی تعلم الاِعراب) (سمعانی، ‌ص ۴۶). 

به این صورت به نظر می رسد امام و یارانش متوجه مشکل موجود در زبان مردم شده و در پی رفع آن برآمدند و یک دلیل مهم کوشش آنان برای تدوین علم نحو عربی، فراهم کردن زمینه آشنایی جمعیت قابل توجه ایرانی ساکن در شهر کوفه با زبان عربی بوده است، تا بدین وسیله زمینه ارتباط بیشتر با آنان فراهم گردد.

کتابنامه

ابن‌خلدون،‌ المقدمه، تحقیق درویش‌الجویدی، المکتبه‌العربیه، الطبعه‌الثانیه، ‌بیروت ۱۹۹۵م. / ابن‌ندیم،‌ الفهرست، به کوشش رضا تجدد، طهران،‌ ۱۹۷۳م. / بلاذری‌، ابی‌الحسن، فتوح‌ البلدان، تصحیح‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، دارالکتب‌ العلمیه‌، بیروت‌ ۱۹۷۸م. / ثقفی‌ کوفی‌، ابی‌اسحاق ابراهیم بن محمد، الغارات، مقدمه‌ و حواشی‌ و تعلیقات‌ میر‌جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، انتشارات‌ انجمن‌ آثار ملی‌، ۱۳۳۵. / جعفری‌، سید حسین‌ محمد، تشیع‌ در مسیر تاریخ‌، ترجمه‌ محمد‌ تقی‌ آیت‌ اللهی‌، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی‌، چاپ سوم، تهران ۱۳۶۴. / سمعانی، ابوسعید عبدالکریم، الانساب، تحقیق عبدالرحمن یحیی المعلی الیمانی، مجلس دائره المعارف العثمانیه، الطبعه الاولی، حیدرآباد ۱۹۶۲. / سیوطی، جلال‌الدین، تاریخ‌الخلفاء، تحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، منشورات الشریف‌الرضی، قم ۱۳۷۰. / قمی، شیخ عباس، منتهی‌الآمال، انتشارات مقدس، تهران ۱۳۷۹ شمسی. / ماسینیون‌، ل‌، خطط‌ الکوفه‌ و شرح‌ خریطتها، ترجمه‌ ت‌. المصعبی‌، مطبعه العرفان‌، صیدا، ۱۹۳۹م‌.

/ 4 نظر / 17 بازدید
فرشته

سلام استاد خوش حال میشم افتخار بدین و به این حقیر هم سری بزنید ممنون [گل][گل][گل][گل][گل]

ابراهیم علی زاده

سلام آقای قنوات منتظر دیدارتان هستیم.

الهه باقری

سلام و درود .... آقای دکتر من دو بار برای شما ایمیل فرستادم ولی متاسفانه انگار به شما نرسیده است سوالی داشتم از خدمتتان : به نظر شما آیا جامعه ی ایران آمادگی و آگاهی برای مشروطیت داشت ؟! ممنون می شوم اگر پاسخ سوالم را بدهید . موفق و سربلند باشید . بدرود....

دانشجو

سلام استاد خیلی وب توپی دارید(ببخشید) ولی خداییش حال کردم پیروز باشید