ماجراي دكتر سروش و باقي قضايا

۱.  تا آنجا كه نگارنده به خاطر دارد، نظر دكتر سروش در باره ماهيت وحي، درست يا نادرست، اظهار نظري تازه نيست و ايشان علاوه بر بحثهايي كه در كتب و مقالات خود در اين باره مطرح كرده اند، چند سال پيش در مصاحبه اي با مجله آفتاب به تفصيل نظرات خود را در اين باره تشريح كردند. در نامه به آيت الله سبحاني نيز در اثبات نظر خود، سخناني را از غزّالي، ابن عربي، ولي الله دهلوي، علامه طباطبايي و امام خميني نقل كرده اند

۲.  اين نظراصولا نظري كلامي است و شايد از جنبه هايي تاريخي باشد. بر اين اساس شايسته است كه ارباب كلام و تاريخ با استفاده از متد و ادبيات اين علوم به اين موضوع بپردازند و هر آنچه را حق مطلب است ادا كنند.

۳.  جالب اينكه اين بحث تا مرحله اي خاص به موضوعي جنجالي تبديل نشد و آن تا وقتي بود كه سخن بر مدار علم مي گشت و عالمان در اين زمينه نقد و گفت و گو مي كردند. بر اين اساس بود كه اظهار نظرهاي روحانيوني مانند حجة الاسلام ايازي و آيت الله سبحاني و قرآن پژوهي مانند بهاء الدين خرمشاهي و حتي دكتر مهاجراني در اين باره موجب بروز مجادلات عنيف نگرديد. ماجرا از وقتي گسترده شد كه كارگرداني ماجرا به سينماگري رسيد: آقاي مجيد مجيدي در يك سخنراني دكتر سروش را كافر خواند و مطبوعات و سايتهاي اينترنتي و صدا و سيما هم به انعكاس اين سخنان پرداختند و... به نظر نگارنده اين اين ماجرا نشانه اي روشن از آفتي علمي و معرفتي است كه متأسفانه در جامعه ما رواج دارد و آن تبليغاتي كردن بحثهاي دقيق علمي، كلامي و ديني است.

۴.  در اين ميان بعضي مي پرسند: آيا آقاي مجيدي حق اظهار نظر در اين باره را داشته است يا خير؟ پاسخ اين جانب مثبت است. هم آقاي مجيدي و هم هركس ديگر مي توانند در اين باره اظهار نظر كنند، اما مهم روش استدلال و طرح مطالب است. هركسي اگر براي اثبات يا رد نظري، استدلالي درست ارائه كرد، بايد از او پذيرفت. اما سخن اين است كه آقاي مجيدي پا از نقد و اظهار نظر فراتر نهادند و نه تنها حريم علم كلام و متكلمين  بلكه حريم فقهاء را نيز شكستند. از اينرو كه بر مسند فقاهت نشستند و حكم به كفر رقيب دادند. براستي اين پديده غريبي است كه يك كارگردان سينما براي خود چنين شأني قائل شود؛ صدور حكم كفر و ارتداد در طول تاريخ همواره در اختيار فقيهان بوده است، آن هم پس از استدلالهاي بسيار و جلسات گفت و گوي فراوان و ترغيب و حتي آزار فرد مدعي براي دست برداشتن از عقايد خود، تا بدينوسيله جانش محفوظ بماند. ولي اكنون يك سينماگر كه خود همين امروز (23/12/1386) در مصاحبه با روزنامه اطلاعات به صراحت مي گويد كه « فلسفه بلد نيستم» و از تأثير مطبوعات بر روند سينما به اين دليل كه روزنامه نگاران ناقدان برجسته اي نيستند گلايه مي كند، بر مسند يك فيلسوف و متكلم و فقيه مي نشنيد و حكم كفر صادر مي كند. اين محصول و نتيجه آشكارهمان بيماري  معرفتي است كه مذكور افتاد.

نگارنده را گمان بر اين است كه آنچه در اظهار نظر آيت الله سبحاني و پاسخ دكتر سروش به ايشان بيان شده چه به لحاظ فرم و چه به لحاظ محتوا نمونه اي جالب از بحث و مناظره علمي است و اين همان چيزي است كه همگان بايد آن را الگوي چنين مباحثي قرار دهند. واقعيت اين است كه به رغم اينكه نمي توان هيچ كس را از دخالت در اين گونه مباحث بازداشت، اما وارد شدن افراد غيرمتخصص در اين زمينه ها، نه تنها هيچ فايده علمي و معرفتي در بر ندارد، بلكه به دليل خارج كردن موضوع بحث از مدار خود، موجب سوء فهم ها و برداشت ها مي گردد و اين هيچ كمكي به كشف حقيقت نمي كند.       

/ 0 نظر / 14 بازدید