نوروز

قرار بر این بود که تا پایان تعطیلات ماهروز را به روز نکنم. اما هم یکی دو روز است که از سفر برگشته ام و هم دیدم که بعضی دوستان در روزهای گذشته به وبلاگ سری زده اند. این بود که تصمیم گرفتم از امروز نوشتن را شروع کنم. ضمن تبریک سال نو، به مناسبت این ایام، اولین مطلب سال ۱۳۸۷ را شعری آورده ام با عنوان نوروز:

سحر باز دم زد / و در دشت شوری به پا شد / در آوردگاه شب و صبحدم، صبح بر خاک افکند شب را / و آن تیره دامن فرو چید / زمین رختی از نور پوشید و نو شد / پس سنگ و صخره / دل انگیز آب روان از رگ چشمه سر زد / صنوبر تن آراست، قامت برافراشت، دستی برافشاند و برخاک چرخی دگر  زد / چکاوک سر از آشیانش برون  کرد / نفس تازه کرد از هوای سحرگاه / پس آنگاه، در گرگ و میش فلق بال و پر زد

/ 1 نظر / 9 بازدید

جناب آقاي قنوات با سلام و شادباش سال نو لطفا نام شاعر شعر نوروز را بيان نماييد .