تبریک مهر

گرم هر کار ، مست هر پندار

همره هر پیام، هر سوگند

در دل هر نگاه، هر آواز

توی هر بوسه، روی هر لبخند

بسراییم:

مهرگان خوش باد

 

" ه.ا. سایه "   

/ 2 نظر / 18 بازدید
دوست

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو اما خاک این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

رجایی

سلام مجدد حضرت استاد اگر به کتاب سفرنامه میرزا عبدالفتاح گرمرودی مراجعه فرماید بخشی دارد که ایشان به حکومت ممسنی می رسند و سفرنامه ای از خود به یادگار می گذارند به نام سفرنام ممسنی. در زمان محمدشاه. در این سفرنامه مطالب زیادی راجع به شهر بهبهان اگر مراجعه نکرده اید ببینید. چون مربوط به دوره محمدشاه است جالب است. نیز کتاب فارسنامه ناصری مطالب زیادی راجع به این شهر دارد عزت زیاد