لطف استاد و ناسپاسی من

پسر دیگر ایشان نیز در جریان انقلاب در مشهد شهید شده بود. استاد ما، امام جماعت مسجدی بود در یکی از کوچه های منتهی به میدان شهدای مشهد. کلاسهایش هم خوب بود و گاه علاوه بر تدریس متن کتاب المختصر النافع، بحث های اصولی و اجتهادی هم مطرح می کرد. البته زود رنج بود، ولی اگر با دانشجویی تندی می کرد، در همان جلسه از دلش درمی آورد. تفکرات و بینش خاصی نیز داشت. مثلا یادم می آید که یک بار در کلاس از ایشان خواستیم از کتاب البیع، آن بخش هایی را که مربوط به خرید و فروش برده و کنیز است، چون امروزه کاربردی ندارد، حذف و در عوض مباحث دیگری را تدریس کند. نپذیرفت و توضیح داد که چون بعد ازعراق، اسرائیل را نیز شکست خواهیم داد و اسرای اسرائیلی غیر مسلمان هستند، دانستن چنین مباحثی آن موقع کاربرد دارد! ماجرای من و استاد از روز امتحان شروع شد که ساعت 10 صبح بود، ولی من فکر کرده بودم، امتحان ساعت 2 بعد از ظهر برگزار می شود. صبح را مطالعه کردم و بعد از ظهر که به دانشکده رفتم، متوجه اشتباه لپی خود شدم. مشکل را با مسؤول آموزش دانشکده در میان گذاشتم. گفت: غیبت کرده ای و اگر نتوانی دلیل قابل قبولی برای غیبتت فراهم کنی، نمره صفر می گیری. تنها راهش این است که از استاد بخواهی از تو جداگانه امتحان بگیرد. اما مشکل این بود که جناب فریدالاسلام استاد حق التدریس بود و در دانشکده دفتر و اتاقی نداشت. این بود که از مسؤول آموزش که مایل بود مشکل من به نحوی حل شود، آدرس مسجدی را که استاد در آنجا نماز می خواند، گرفتم و فردای آن روز سر ظهر رفتم مسجد. نماز ظهر و عصر را پشت سر ایشان خواندم و بعد از نماز نزدشان رفتم و مشکل پیش آمده را مطرح کردم. بزرگوارانه پذیرفت که از من امتحان بگیرد. روزی را در هفته بعد معین کرد و گفت یک ساعت پیش از اذان ظهر بیا تا از شما امتحان بگیرم. تشکر کردم و هفته بعد در روز و ساعت معین رفتم. مسجد خلوت بود و ایشان چند سؤال دادند و من هم پاسخ آنها را نوشتم. خوب هم نوشتم و تردیدی نداشتم که حتما 20 خواهم گرفت. اما یکی دو هفته بعد که نمرات را اعلام کردند، دیدم که نمره ام شده است 16. متوجه شرایط خاص خود و اینکه احتمالا استاد به دلیل وضعیت پیش آمده نمراتی را از من کسر کرده، نبودم. این بود که به آموزش رفتم و فرم اعتراض را پر کردم و خواستار تجدید نظر در این نمره شدم. یکی دو هفته بعد، یکی از کارمندان آموزش صدایم زد و گفت پاسخ اعتراضات آمده و استاد نمره ات را تغییر داده است. اما با کمال تعجب دیدم؛ جناب فریدالاسلام 2 نمره دیگر از من کسر کرده و به آموزش نوشته است که نمره 16 به 14 تغییر کند. اینجا بود که به نادرستی کارم پی بردم و فهمیدم که نباید در برابر بزرگواری استاد زیاده خواهی می کردم. ایشان می توانست کار خود را راحت کند و طرح سؤال جدید و گرفتن امتحان مجدد را نپذیرد، ولی من در برابر این همه همراهی، حتی تنبیهی کوچک را تاب نیاورده و فرم اعتراض پر کرده بودم و ایشان نیز با کسر مجدد نمره خواسته بودند یادآوری کنند  که قدر لطف و گذشت دیگران را بدانم و به اینکه نمره من می توانست بسیار پایین تر از 16 باشد توجه کنم. البته آن کارمند اداره آموزش دانشکده که به من عنایتی داشت، برای کم نشدن نمره قبلی راه حلی جست و با نادیده گرفتن اصل اعتراض من و دور انداختن فرم اعتراض، خود بخود نمره جدید را نیز نادیده گرفت و همان نمره 16 در کارنامه من ثبت شد، ولی این خاطره بعد از گذشت 20 سال هنوز برای من تازه مانده. حتی گاهی در کلاس آن را برای دانشجویان نقل می کنم.      

/ 4 نظر / 12 بازدید
ایمان

امیدوارم که جز خوانندگان شما بشم ...

بنجامین البرزی

کاش بشود درون انسان ها به زلالی شما باشد

یک دانشجو

با سلام 1 - استاد ایا خود شما از دانشجویان برخلاف مقررات اموزشی که غیبت کرده اند امتحان مجدد می گیرید ؟ 2 - آیا در دوران دانشجویی خود آن خواسته (یعنی اعتراض به نمره) را مجددا از استاد دیگر خواستید.؟ موفق باشید

قنوات

سلام دوست دانشجو. در پاسخ به سوال اول شما باید عرض کنم که بله پیش آمده که چون غیبت دانشجویی را موجه و نه از سر عمد تشخیص داده ام از او امتحان گرفته ام. در پاسخ سوال دوم شما هم باید عرض کنم که یادم نمی آید جز همین مورد که شرح آن را نوشته ام به نمره ای اعتراض کرده باشم. موفق باشید.