نقدها را بود آیا که عیاری گیرند ؟

ماجرا از این قرار است که ایشان به طور تصادفی در لابلای کتاب های قدیمی به جزوه جهاد در اسلام از استاد شبستری (منتشره در سال ۱۹۶۹ م / حدود ۱۳۴۷ شمسی) دسترسی یافته و با نقل بخش هایی از این جزوه خواسته اند " توده ها " بدانند که جناب مجتهد شبستری که " یکی از دگراندیشانی است که پس از سالها بهره گیری از لباس روحانی ... بالاخره از این لباس درآمد "، پیشتر در باره اسلام و انقلاب و جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی نظراتی دیگر داشته اند که با نظرات امروزی شان متفاوت است، و سپس فرموده اند که " بنده البته این قبیل تغییرات را چندان طبیعی نمی دانم و آنان را بیش از آن که ناشی از نوعی دگرگونی فکری درونی و از سر تأمل باشد (به اغلاط فاحش موجود در جمله دقت کنید)، نشأت گرفته از تأثیرات بیرونی  و یک انحراف تلقی می کنم ".

در باره آنچه جناب جعفریان نوشته اند ذکر چند نکته و سوال را لازم می دانم:

  1. این جانب هیچ رابطه شخصی با استاد شبستری ندارم. به صحت یا سقم همه آنچه ایشان در طول حیات علمی خود گفته یا نوشته اند نیز کاری ندارم. بنابراین پرداختن به این موضوع از طرف این جانب، به قصد دفاع از استاد شبستری و تفکرات ایشان نیست بلکه نقد روش آقای جعفریان است. آن هم به دلیل سابقه ایشان در استفاده از چنین روشهایی ناپسند.
  2. راهی که آقای جعفریان در پیش گرفته اند، هرچه باشد هیچ ربطی به علم و نقد علمی ندارد. رد و انکار نظرات یک متفکر، مستلزم ارائه دلایلی متقن و مقبول است و کشف این که نظرات دیروز و امروز اندیشمندی باهم یکی نیستند و حتی تضاد و تناقض دارند، برای باطل بودن آنها افاقه نمی کند.
  3. از جناب جعفریان باید پرسید: الف. آیا اصولا تغییر فکر و اندیشه برای یک متفکر را ممکن و مطلوب می دانند یا خیر؟ ب. اگر پاسخ ایشان منفی است که نوشته ایشان موید این مطلب است، بفرمایند که آیا چنین تغییر و تحولاتی را برای همه اندیشمندان و علما ناپسند می دانند یا اینکه فقط برای استاد شبستری و امثال ایشان؟ جناب جعفریان مدعای تاریخدانی آن هم در دوره ها و رشته های مختلف دارند. بنابراین از تغییر فکر و آراء  بسیاری از علما و اندیشمندان معاصر در موارد مختلف آگاهند و لابد می دانند که کتب و نوشته های برخی رجال مشهور معاصر به چه دلیل دیگر تجدید چاپ نمی گردند. چگونه است که ایشان جزوات و کتب قدیمی دیگران را کشف نمی کنند و انحراف آنان را اعلام نمی نمایند؟
  4. جناب جعفریان بفرمایند که بر اساس چه معیاری تغییر اندیشه را ناشی از انحراف آن هم " تحت تأثیرات بیرونی " می دانند؟ آیا اصولا این گونه مباحث در حوزه علم و اندیشه جایگاهی دارد؟
  5. واپسین نکته در باره " بهره گیری " استاد شبستری از " لباس روحانی " است. در این باره باید از جناب جعفریان پرسید که اگر " بهره گیری از لباس روحانی " بد است، بفرمایند آیا اینکه خود بدون داشتن تحصیلات و مدرکی در رشته تاریخ، با حکم رئیسی که استاد شبستری و بسیاری دیگر از اساتید مبرز دانشگاه تهران را بازنشسته کرد، بر کرسی تدریس تاریخ در این دانشگاه تکیه زده اند، مصداق " بهره گیری از لباس روحانی " نیست؟ اگر نیست پس نام آن را چه باید گذاشت؟
/ 4 نظر / 12 بازدید
مهدی شریفی

سلام استاد به یاد کتاب شما شریعتی و تاریخ اسلام افتادم و نقد جنابعالی بر نقد جناب رسول جعفریان درباره شریعتی، یک وقتی استاد معزز جناب آقای دکتر مهدوی دامغانی میفرمودند بعضی ها با عنایت هایی ویژه برخی جاها مورد حمایت قرار میگیرند. تا...

قنوات

دوست گرامی جناب آقای شریفی سلام. خداوند به آقای دکتر مهدوی دامغانی طول عمر و سلامتی ببخشد. از قول بنده به ایشان سلام فراوان برسانید. امیدوارم بزودی در مشهد بتوانم زیارتشان کنم.

حح

شارلاتانیسم یعنی آقای شبستری ! اگر چه جعفریان خود شارلاتانیسم تمام عیاری است .

هر کس

در این باره باید نظر داد