نخستین تاریخ های خراسان در دوره اسلامی

خلاصه مقاله: نخستین تاریخهای خراسان بزرگ در عصر اسلامی در فاصله نیمه سده دوم تا نیمه سده سوم هجری همزمان توسط تاریخنگاران عراق ( ابومخنف، هشام کلبی، ابوعبیده معمر بن مثنی و مدائتی ) و خراسان (حفص بن منصور مروزی و سلمویة بن صالح) به رشته تحریر درآمدند.  هدف اولیه آثار عراقیان به دست دادن تاریخ پیروزی های اعراب مسلمان در این منطقه بود، ولی عملا به ابعاد دیگری از تاریخ این مهمترین ایالت شرق دنیای اسلام نیز پرداختند. مورخین خراسانی نیز فتوحات، اوضاع سیاسی و مالی منطقه را مورد توجه قرار دادند. از این کتب هیچ نسخه مستقلی در دست نیست، ولی بخشهایی قابل توجه از شماری از آنها در کتب نویسندگان دوره‌های بعد نقل شده و اینچنین زمینه بازسازی آنها فراهم آمده است... اما نتیجه‌گیری‌ مقاله از این قرار است: ۱. اولین کتابهای تاریخ خراسان در درجه اول به دلیل قدمتشان دارای اهمیت بسیارند. اینها قدیمترین آثاری هستند که در عصر اسلامی درباره خراسان نوشته شده و از این نظر نزد پژوهشگران تاریخ که معمولا اصالت را به قدیمترین سند می‌دهند، مهم قلمداد می‌شوند.   ۲.از نظر کمیت نیز کتابهای تاریخ خراسان وضعیتی خاص دارند. در توضیح این نکته باید گفت که در میان شهرها و نواحی ایران در دوره مورد نظر (نیمه سده اول تا نیمه سده دوم هجری) در باره هیچ شهر و ناحیه‌ای به اندازه خراسان کتاب نوشته نشده است. آمار تاریخ های خراسان در این دوره ( ۱۱ کتاب )، تفاوت معنی داری را با آمار کتب سایر مناطق و شهرهای ایران به نمایش می‌گذارد. به عنوان مثال باید گفت در میان دیگر شهرها و نقاط ایران، روستقباذ (رستم کواد ) ۳ عنوان، فارس، ری، طبرستان و اهواز هریک ۲ عنوان و کابل و زابلستان، سجستان،‌ اُبُلّه، مکران و کرمان هریک تنها ۱ عنوان کتاب تاریخی را به خود اختصاص داده‌اند. در تحلیل این وضعیت و تفاوت معنی‌‌دار آمار تاریخهای خراسان با  دیگر شهرها و مناطق ایران،‌ ظاهرا باید به اهمیت سیاسی، نظامی، دینی، مالی و اجتماعی خراسان در سده‌های اول تاریخ اسلام تکیه کرد. خراسان مهمترین ایالت شرق دنیای اسلام بود و حتی امیر آن را گاه شخص خلیفه تعیین می‌کرد. لذا شگفت نیست که مورخان سده‌های دوم و سوم هجری بیشترین کتابها را در باره حوادث خراسان به رشته تحریر درآورده باشند. ۳. واپسین سخن در باره قدیمترین تاریخهای خراسان، ضرورت کوشش برای بازسازی آنهاست. همانگونه که گذشت از هیچ یک از این آثار نسخه‌ای در دست نیست. نقل قول های به عمل آمده از آنها در آثار نویسندگان بعدی نیز یکسان نیست. مثلا از کتاب فتوح خراسان ابوعبیده صفحاتی در فتوح البلدان بلاذری نقل شده است، اما از بعضی دیگر از این آثار نقل قولهایی طولانی و قابل توجه در منابع به چشم می‌خورد. نمونه مشخص آن کتابهای چهارگانه مدائنی است که حجم بسیاری از گزارشهای طبری را ذیل حوادث سالهای ۱۳۰ تا ۱۴۱ ق در باره خراسان به خود اختصاص داده‌اند و می‌توان با اطمینان گفت به واسطه تاریخ بزرگ طبری می‌توان به بخش عمده این چند کتاب دسترسی پیدا کرد. بر این اساس امکان بازسازی این آثار فراهم آمده است. با جستجوی بیشتر در منابع چه بسا بتوان به صفحات بیشتری از این کتب دست یافت. نتیجه کوشش برای بازسازی این آثار، احیای آثاری مهم از میراث تاریخنگاری اسلامی ـ ایرانی خواهد بود.     

/ 0 نظر / 9 بازدید