ابوبکر؛ از مدینه تا سبزوار

داستان ضعف و شدت یافتن دوستی ها و دشمنی های مذهبی در گذر تاریخ، داستان جالبی است: علی (ع) به رغم مشکلاتی که با سه خلیفه اول داشت، ابایی نداشت که از میان پسران خود، سه تن را ابوبکر، عمر و عثمان بنامد. این اقدام آن حضرت، کاری معمولی بود و هیچ بار مثبت یا منفی نداشت، زیرا ابوبکر و عمر و عثمان از اسامی رایج در میان اعراب بودند. اما بعدها و با شدت گرفتن نزاع شیعه و سنی  وضع دیگر شد؛ از امام صادق روایتی است که فرزندان خود را به نام خلفاء ننامید. پس از آن نیز در برخی منابع شیعی کوشش شد توجیهاتی برای اسامی پسران امام علی (ع) صورت پذیرد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین در باره عثمان بن علی که از شهدای کربلاست، آورده است که امام او را به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون به این نام نامید. شیخ عباس قمی نیز در منتهی الآمال همین سخن را تکرار کرده است. اما در سده های بعد کار از این توجیهات فراتر رفت و این نامهای سه گانه، در میان شیعیان به نامهایی منفور تبدیل شدند، تا حدی که هیچ کس فرزندش را به این نامها مسمّی نمی کرد. مولوی در کتاب مثنوی داستان جالبی را نقل کرده که نشانگر باورهای مذهبی و رفتارهای شخصی و اجتماعی شیعیان در سده های 6 و 7 ق است: « حکایت محمد خوارزمشاه که شهر سبزوار که همه رافضی باشند، به جنگ بگرفت. امان جان خواستند. گفت آنگه امان دهم که از این شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید».گفت نرهانید از من جان خویشتا نیاریدم ابوبکری به پیش...بس جوال زر کشیدندش به راهکز چنین شهری ابوبکری مخواهکی بود بوبکر اندر سبزواریا کلوخ خشک اندر جویبار...رو بتابید از زر و گفت ای مغانتا نیاریدم ابوبکر ارمغانهیچ سودی نیست کودک نیستمتا به زرّ و سیم حیران بیستم...مردم از سر اجبار به جستجو برآمدند و سرانجام بعد سه روز و سه شب که اشتافتندیک ابوبکر نزاری یافتند رهگذر بود و بمانده از مرضدر یکی گوشه خرابه پر حرض...تخته مرده کشان بفراشتندو آن ابوبکر مرا برداشتندبه گزارش مولوی وضعیت عمر در کاشان که آن نیز شهری شیعه نشین بود، از همین قرار بود. این موارد نشان می دهد که دوستی ها و دشمنی های مذهبی در گذر سالها و سده ها و تحت تأثیر عوامل مختلف دچار شدت و ضعف می شوند و این بیش از هرچیز حاکی از تاریخی بودن حداقل جنبه هایی از مضامین و محتوای مذاهب و باورهای مذهبی است.   

/ 0 نظر / 40 بازدید