دمی با سقراط
سوال و جواب
از سقراط پرسیدند: سوال مهم تر است یا جواب آن؟ گفت: جواب. به شرط آن که خود سوالی باشد.
بی هنری سقراط !؟
از سقراط پرسیدند: چرا سخنان و استدلال های خود را با عموم مردم در میان نمی گذاری؟ پاسخ داد: این کار مستلزم همزبانی کردن با عوام و تنزل دادن کلام و استدلال خود در حد فهم و درک ایشان است و این هنری است که سقراط را از آن بهره ای نیست.
دمی با سقراط
از سقراط پرسیدند : عجیب ترین مردمان چه کسانی هستند؟ پاسخ داد: آنان که حقیقت را رها می کنند و دروغ می گویند. پرسیدند؛ از دروغگویان عجیب تر چه کسانی هستند؟ گفت: دروغگویانی که حرف های دروغ خود را باور می کنند.
ما هیچ، ما نگاه!
زمستان بود. سقراط همراه با دو تن از شاگردانش از میدان شهر آتن می گذشت. چند روز قبل برف سنگینی باریده بود. کف میدان از برف پوشیده بود. دو ساعت از ظهر می گذشت. خورشید در آسمان می درخشید، امّا باد سرد استخوان سوزى می وزید که وقتی از روی برفها می گذشت، سردی اش دو چندان می شد. نصف میدان را آفتاب گرفته بود، ولی آن طرف سراسر سایه بود؛ سایه دیوارهای بلند. و درست در این سرما و سایه، روى نیمکتی چوبی، مردی نشسته بود. یکی از شاگردان سقراط به آرامی گفت: « به نظر شما او از نظر روحى مشکل ندارد؟» و بعد بدون این که منتظر جواب بماند ادامه داد: « آخر آدم عاقل که در این سرمای جانسوز آفتاب را رها نمىکند و نمىرود در سایهاى به این سردى بنشیند». همراه دیگر سقراط در آمد که « بله؛ همین طور است، دیوانگی زیاد شده و ...». اما سقراط سرش را به سوی نیمه آفتابى میدان چرخاند، گوشه و کنار را ورانداز کرد و گفت: « نه! هیچ مشکلى ندارد». همراهان سقراط از سخن او ابراز تعجب کردند و او ادامه داد: « نگاه کنید آن طرف میدان که آفتاب است، هیچ نیمکتى نیست، همه نیمکتها این طرف در سایه قرار دارند. این مرد می خواسته بنشیند و چون در آفتاب جایی پیدا نکرده، رفته و در سایه نشسته است. همین».
دمی با سقراط
سقراط آزرده و دل شکسته از طعنه های مردم آتن، عزم سفر کرده بود. گفتند: به کجا می روی؟ همه جا آسمان همین رنگ است. پاسخ داد: آری همه جا آسمان همین رنگ است، اما مردمانی که در زیر آسمان زندگی می کنند، یکرنگ نیستند.
نیاز به آموختن
از سقراط پرسیدند: به فرزندان خود چه بیاموزیم؟ پاسخ داد: «نیاز به آموختن را به آنان تعلیم دهید».
علم !؟
از سقراط پرسیدند: چرا محصلان آتن به آموختن علم رغبتی نشان نمی دهند؟ پاسخ داد: « مطمئن هستید آنچه بر آنها عرضه می شود علم است؟»
علم برتر است یا ثروت؟
از سقراط پرسیدند: علم برتر است یا ثروت؟ پاسخ داد: نزد دانشمندان علم و نزد ثروتمندان ثروت.
سوالی از سقراط
از سقراط پرسیدند: چرا سخنان بعضی از معلمین آتن چنگی به دل نمی زند؟ پاسخ داد: « کسی که تعلیم ندیده چگونه می تواند تعلیم دهد؟»
