تعطیلات

شاید این رسم خوبی نباشد که ما ایرانیان سال نو را با یک تعطیلی طولانی آغاز می کنیم. ولی به هرحال این در میان ما به رسمی رایج تبدیل شده است. به همین دلیل و به خاطر اینکه از قافله تعطیلات عقب نمانیم، ماهروز تا پایان تعطیلات تعطیل است. گمان نمی کنم در روزهای تعطیلی و دید و بازدید عید و تفریح و مسافرت کسی را هوس خواندن مطالب تاریخی باشد. من نیز به سفر می روم و در سفر نمی توان وبلاگ را به روز کرد. به همین دلیل به روز رسانی ماهروز بماند تا بعد از تعطیلات عید که تازه هنوز دولت تصمیم نگرفته ۱۳ روز باشد یا بیشتر. سال نو را به همه دوستان عزیز پیشاپیش تبریک می گویم.  پیوسته سلامت و پیروز باشید.

  
نویسنده : ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٧


 

[URL=http://en.upload.ps/14HX5ZOZCWGR/Picture 148.jpg]Picture 148.jpg - 347.1 Kb[/URL]

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٥
تگ ها :


 

Tabi@

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٤
تگ ها :


 

Tabi@

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٤
تگ ها :


 

Tabi@

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٤
تگ ها :


 

طبیعتtabi@

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٤
تگ ها :


ماجراي دكتر سروش و باقي قضايا

اظهار نظر دكتر عبدالكريم سروش در باره ماهيت وحي منجر به بروز گفتگوها و مجادلاتي شده است كه فارغ از صحت و سقم شان، لازم است در باره آنها سخن گفت: ادامه مطلب

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۳
تگ ها :


ما هیچ، ما نگاه!

زمستان بود. سقراط همراه با دو تن از شاگردانش از میدان شهر آتن می گذشت. چند روز قبل برف سنگینی باریده بود. کف میدان از برف پوشیده بود. دو ساعت از ظهر می گذشت. خورشید در آسمان می درخشید، امّا باد سرد استخوان سوزى می وزید که وقتی از روی برفها می گذشت، سردی اش دو چندان می شد. نصف میدان را آفتاب گرفته بود، ولی آن طرف سراسر سایه بود؛ سایه دیوارهای بلند. و درست در این سرما و سایه، روى نیمکتی چوبی، مردی نشسته بود. یکی از شاگردان سقراط به آرامی گفت: « به نظر شما او از نظر روحى مشکل ندارد؟» و بعد بدون این که منتظر جواب بماند ادامه داد: « آخر آدم عاقل که در این سرمای جانسوز آفتاب را رها نمى‏کند و نمى‏رود در سایه‏اى به این سردى بنشیند». همراه دیگر سقراط در آمد که « بله؛ همین طور است، دیوانگی زیاد شده و ...». اما سقراط  سرش را به سوی نیمه آفتابى میدان چرخاند، گوشه و کنار را ورانداز کرد و گفت: « نه! هیچ مشکلى ندارد». همراهان سقراط از سخن او ابراز تعجب کردند و او ادامه داد: « نگاه کنید آن طرف میدان که آفتاب است، هیچ نیمکتى نیست، همه نیمکتها این طرف در سایه قرار دارند. این مرد می خواسته بنشیند و چون در آفتاب جایی پیدا نکرده، رفته و در سایه نشسته است. همین». 

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٠


گمشده بزرگ دنیای اسلام

پیامبر اکرم الگو و اسوه مسلمانان بود. آنان سخنان او را می شنیدند و به اعمال و رفتارش می نگریستند و از آن سرمشق می گرفتند. بر این اساس بود که کار اسلام رونق گرفت و مسلمانان از رقیبانشان پیشی گرفتند. اما نکته عجیب آنکه هر چه زمانه جلوتر آمد، به رغم تلقین و تکرار نام آن حضرت، سیره و سنت ایشان فراموش شد و مسلمانان بیش از پیامبر، به سخنان و رفتار شخصیتهای دیگر تأسی کردند. به نظر می رسد ریشه مشکلات فعلی دنیای اسلام نیز همین است که مسلمانان چندان که در پی رهبران فکری و اجتماعی و سیاسی خویش افتاده اند، از سیره و سنت پیامبر الگو نمی گیرند. به گمان نگارنده برای فائق شدن بر تشتت موجود در دنیای اسلام، ضعف و فتور معنوی حاکم بر آن، بی اخلاقی ها، انحرافات، سرخوردگی ها و بی ثباتی ها، مسلمانان تنها یک راه در پیش رو دارند و آن مسلمانی ورزیدن به شیوه و سنت پیامبر است. جز این هیچ راهی برای اصلاح نابهنجاری های دنیای اسلام قرین توفیق نخواهد بود. امروز گمشده بزرگ جامعه اسلامی، پیامبر اکرم است. اگر مسلمانان او را یافتند و یک بار دیگر به سخن و عملش تأسی کردند، می توانند به رفع مشکلات خود امیدوار باشند، در صورت عدم تحقق این موضوع، در بر همان پاشنه ای خواهد چرخید که تاکنون چرخیده است.  راه ها و روشهای دیگر، توانایی حل مشکلات بزرگ دنیای اسلام را ندارند و خود گاهی به مشکلی تازه تبدیل می گردند. بنابراین مسلمانان برای خروج از اوضاع نابسامان خود راهی ندارند بجز: ۱. شناخت پیامبر ۲. مسلمانی کردن به شیوه آن حضرت.     

  
نویسنده : ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٧
تگ ها : یادداشت


در این سنگ سالی

دوست عزیز من دکتر مهدی فرهانی منفرد که هم مورخ است و هم شاعری برجسته، اخیرا در سایت خود چند شعر گذاشته است. یکی از آن شعرها را از بس زیبا بود، اینجا آورده ام. دکتر فرهانی منفرد دانشجوی دانشگاه مشهد بود و دوره لیسانس و فوق لیسانس را در دانشکده ادبیات مشهد گذراند. دوره دکتری را هم در دانشگاه تربیت مدرس خواند و فعلا استاد دانشگاه الزهرا ست. دکتر فرهانی شاعری تواناست و این شعر نشانه این ادعا:

در این شهر سنگی / در این گزمه‌ آگین / غلط می‌کند دل  / که دلتنگ باشد! / غلط می‌کند دل / هوای کسی کرده باشد / و آزرده باشد! /  در این سنگ ‌سالی / دلت را بیاموز تا سنگ باشد!

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٥


در این سنگ سالی

دوست عزیز من دکتر مهدی فرهانی منفرد که هم مورخ است و هم شاعری برجسته، اخیرا در سایت خود چند شعر گذاشته است. یکی از آن شعرها را از بس زیبا بود، در اینجا آورده ام. دکتر فرهانی منفرد دانشجوی دانشگاه مشهد بود و دوره لیسانس و فوق لیسانس را در دانشکده ادبیات مشهد گذراند. دوره دکتری را هم در دانشگاه تربیت مدرس خواند و فعلا استاد دانشگاه الزهرا ست. دکتر فرهانی شاعری تواناست و این شعر نشانه این ادعا: برای شعر روی عنوان کلیک کنید.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٥
تگ ها :


در این سنگ سالی

دوست عزیز من دکتر مهدی فرهانی منفرد که هم مورخ است و هم شاعری برجسته، اخیرا در سایت خود چندتا از شعرهای خود را گذاشته است. یکی از آن شعرها را از بس زیبا بود، در اینجا آورده ام. دکتر فرهانی منفرد دانشجوی دانشگاه مشهد بود و دوره لیسانس و فوق لیسانس را در دانشکده ادبیات مشهد گذراند. دوره دکتری را هم در دانشگاه تربیت مدرس خواند و فعلا استاد دانشگاه الزهرا ست. دکتر فرهانی شاعری تواناست و این شعر نشانه این ادعا: برای شعر روی عنوان کلیک کنید.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٥
تگ ها :


تلویزیون، دکتر شهیدی، نزار القطری

چند روز گذشته که مصادف با اربعین سید الشهدا بود، مقارن بود با چهلمین روز درگذشت دکتر شهیدی. مورخ و ادیب بزرگ معاصر، رئیس مؤسسه لغت نامه دهخدا، مترجم نهج البلاغه و صاحب آثار متعدد تاریخی و ادبی. ادامه مطلب

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۳
تگ ها : یادداشت


پاسخ به یک پیام

 چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان « مُردم از تلخی بازار کسادی که تو داری» (برای خواندن این مطلب اینجا را کلیک کنید). دوست عزیزم، جناب آقای هاشمی، که از همکاران انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد هستند، بعد از مطالعه آن مطلب و یادداشت « مجموعه زیبایی ها» که به بهانه بیماری اخیر استاد شجریان نوشته بودم و در آن به دلشوره ای  که بعد از شنیدن این خبر  داشتم اشاره کرده بودم، دراین باره پیامی فرستاده اند به این شرح:

ادامه مطلب

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۱


بررسی داستان ورود اهل بیت (ع) به کربلاء در بیستم صفر سال 61 هجری

متن این مقاله را در سال 1372 در سمینار بررسی تحریفات عاشورا در دانشگاه امام حسین ارائه کردم. این متن در مجموعه مقالات این سمینار که تحت عنوان خورشید شهادت به چاپ رسیده با عنوان « تبیین یک تحریف» منتشر شده است.

ادامه مطلب

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۸
تگ ها : مقالات


داستان ورود اهل بیت (ع) به کربلاء

متن این مقاله را در سال ۱۳۷۲ در سمینار بررسی تحریفات عاشورا در دانشگاه امام حسین ارائه کردم. این متن در مجموعه مقالات این سمینار که تحت عنوان خورشید شهادت به چاپ رسیده با عنوان تبیین یک تحریف منتشر شده است. برای ادامه مطلب در سطر پایین روی واژه link

کلیک کنید.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۸
تگ ها :


بررسی داستان ورود اهل بیت (ع) به کربلاء

متن این مقاله را در سال ۱۳۷۲ در سمینار بررسی تحریفات عاشورا در دانشگاه امام حسین ارائه کردم. این متن در مجموعه مقالات این سمینار که تحت عنوان خورشید شهادت به چاپ رسیده با عنوان تبیین یک تحریف منتشر شده است. برای ادامه مطلب روی واژه undefined کلیک کنید. 

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۸
تگ ها :


دمی با سقراط

سقراط آزرده و دل شکسته از طعنه های مردم آتن، عزم سفر کرده بود. گفتند: به کجا می روی؟ همه جا آسمان همین رنگ است. پاسخ داد: آری همه جا آسمان همین رنگ است، اما مردمانی که در زیر آسمان زندگی می کنند، یکرنگ نیستند.   

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٥


مجموعه زیبایی ها

چند روز پیش در خبرها آمده بود که استاد محمدرضا شجریان در بیمارستان بستری شد. دلشوره ای که از شنیدن این خبر دست داد به اندازه شادی بود که خبر بهبود و مرخص شدن ایشان در من ایجاد کرد. اما در این میان و به این بهانه به این نکته فکر کردم که راز این همه موفقیت و محبوبیت ایشان چیست و چگونه است که او از همه همگنان خود فراتر رفته است؟ به نظرم رسید که کار استاد شجریان شامل مجموعه ای از نکات زیبا و نیکو است و تجلی این همه زیبایی در آثار اوست که به وی چنین جایگاهی بخشیده و او را « مقبول طبع مردم صاحب نظر» کرده است: نخستین نکته ای که باید به آن اشاره کرد، حسن انتخاب ایشان است؛ واقعیت این است که اشعاری که استاد شجریان برای خواندن انتخاب می کند، از بهترین اشعار زبان فارسی است. کار او در این زمینه به جایی رسیده است که بدون هیچ مبالغه باید گفت: حافظه ادبی ما، آشنایی خود را با بسیاری از اشعار خوب زبان فارسی مرهون انتخاب های استاد شجریان است. اینچنین است که اشعار بسیاری از سعدی و حافظ  و عطار گرفته تا نیما و اخوان و ابتهاج و مشیری در آوازها و تصنیف های ایشان به نسل معاصر عرضه، و  حیاتی دوباره به دست آورده اند. نکته نیکوی دیگری که در کار وی وجود دارد، قرائت صحیح این اشعار است. واقعیت اینکه متأسفانه بسیاری از خوانندگان موسیقی ایرانی، گاه از خواندن درست اشعاری که بر می گزینند، عاجزند و در برخی موارد، اغلاطی فاحش و دل آزار در کار آنان رخ می دهد، اما استاد شجریان توانایی شگرفی در قرائت صحیح اشعار انتخابی خود دارد به گونه ای که قرائت او را می توان یکی از معیارهای خواندن درست این اشعار قلمداد کرد. اینچنین آوازها و تصنیف های استاد مسلم موسیقی ما، جنبه ای آموزشی نیز به خود گرفته اند. جز این باید به توانایی موسیقایی شگفت انگیز ایشان اشاره کرد که به گفته همگان بی بدیل است. نگارنده را در جزئیات این کار اطلاعاتی بسنده نیست، ولی تنها به عنوان یک شنونده می تواند به این نکته اشاره کند که حداقل در میان معاصرین، کسی همچون استاد شجریان نتوانسته اینچنین متنوع بخواند. به یک نکته دیگر هم باید اشاره کرد و آن اینکه استاد شجریان بر خلاف تعدادی از اساتید بزرگ موسیقی که پیش از او فعالیت می کرده اند، این اقبال را داشته است تا در دوره ای فعالیت کند که قابلیت ضبط  و انتشار صوت به دلیل پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک فراتر از قبل است و این نیز به ایشان و مخاطبین شان توانایی مناسبی برای برقراری ارتباط بیشتر و بهتر بخشیده است. بر اینها همه باید عزت نفس، سلامت اخلاقی و دیگر ویژگیهای مثبت استاد مسلم موسیقی ایران را افزود. اینچنین حسن انتخاب، احاطه ادبی به اشعار فارسی، توانایی موسیقایی خاص و ویژگیهای بارز اخلاقی، در ترکیب با دست آوردهای علمی، دست به دست هم داده اند و به استاد شجریان جایگاهی بی بدیل بخشیده اند. چنین است که می توان گفت: آثار ایشان محصول مجموعه ای از زیبایی هایی است که در وی گرد آمده اند. تو گویی آنچه را همه خوبان دارند، یک جا به او بخشیده اند. امید که همچنان باشد و بخواند و جانهای تشنه را سیراب کند.    

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۳